تبليغاتX
Esperanto زبان بین المللی اسپرانتو - باغ من

Esperanto زبان بین المللی اسپرانتو

آسان ترین زبان دنیا زبان بین المللی اسپرانتو

باغ من

Mia ĝardeno

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش

Sian ĉielon kaptas … en brakumo

ابر با آن پوستین سرد نمناکش

Nubo per tiu

باغ بی برگی

La ĝardeno de la senfolio

روز و شب تنهاست

Estas sola tage kaj nokte

با سکوت چاک غمناکش

Per sia pura aflikta silento

ساز او باران سرودش باد

Sia muzikilo: pluvo, sia himno: vento

جامه اش شولای عریانی ست

Sia vestaĵo estas vesto de nudo

ور جز اینش جامه ای باید

Krom tiu deve alia vesto

بافته بس شعله زر تار و پودش

 

گو بروید یا نروید هر چه در هر جا که خواهد یا نمی خواهد

Diru kreskus aŭ ne kreskus

Ĉio en ĉie ke volus aŭ ne volus

باغبان و رهگذاری نیست

Ne estas ĝdenisto kaj pasaĝero

باغ نومیدان

La ĝardeno de senesperantoj

چشم در راه بهاری نیست.

Ne atentas por printempo

 

 

گر ز چشمش پرتو گرمی نمی تابد

Se de siaj okuloj ne brilas varma lumo

ور برویش برگ لبخندی نمی روید

Se sur sia vizaĵo ne Kreskas folio de rido

باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟

La ĝardeno de senfolio kiu diras ke

ne estas bela?

داستان از میوه های سر به گردونسای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید

 

باغ بی برگی

خنده اش خونیست اشک آمیز.

La ĝardeno de senfolio, sia rido estas larma sango

جاودان بر اسب یال افشان زردش میچمد در آن.

Eterne sur verda ĉevalo…. ….

پادشاه فصلها پاییز.

La reĝo de la sezonoj: aŭtuno

+ نوشته شده در  شنبه 25 آذر1385ساعت 14:57 توسط  zamenhofaj  |